نقش استاد راهنما در پژوهش های تجربی از رویا تا واقعیت

پژوهش و تمرین پژوهش گری یکی از اصلی ترین اتفاقی است که قرار است در دانشگاه های ما و به ویژه در دوره های تحصیلات تکمیلی دانشگاه ها اتفاق بیفتد به طوریکه پس از پشت سر گذاشتن دروس دانشگاهی باید دست و آستین بالا زد و با انتخاب یک موضوع تحقیقاتی دانسته های تئوری خود را در بوته آزمایش قرار دهیم.به فراخور برخی رشته ها اهمیت پژوهش های تجربی دو چندان خواهد شد به طوریکه گویا بدون داشتن پژوهش های عملیاتی نمی توان طعم شیرین یک فارغ التحصیل کامل شدن را چشید.ساختار پژوهش و فعالیت های پژوهشی بدین صورت است که لازم است هر دانشجو به عنوان پژوهشگر پس از آشنایی با زمینه های تحقیقاتی جاری در دانشکده و یا مرکز پژوهشی یکی از اعضای هیئت علمی آن جا را به عنوان استاد راهنمای خود انتخاب نماید و در قالب گروه تحقیقاتی آن عضو هیئت علمی به پژوهش و پژوهشگری دست بزند.تمرین کارگروهی، جستجو در منابع و دستیافته های پژوهشی و انجام کلیه مراحل یک تحقیق علمی چیزی است که لازم است در دوره پژوهشگری به آن دست پیدا کنیم. اهمیت استاد راهنما در پژوهش های تجربی مانند شیمی بر کسی پوشیده نیست  به طوریکه لازم است استاد راهنما پس از آگاهی از  جوانب مختلف یک موضوع پژوهشی  و یا حتی تقسیم یک موضوع پژوهشی بزرگ به زیر موضوعات کوچکتر آن ها را در اختیار دانشجو های پژوهشگر  قرار داده تا فعالیت پژوهشی خود را تمرین نماید. پس شاید یکی از اصلی ترین توانمندی های هر استاد راهنما اشراف به جوانب مختلف موضوع پژوهشی و داشتن راه های های عملیاتی برای رفع مشکلات پیش بینی شده و پیش بینی نشده در طول پژوهش است به طوریکه همانند پدری که لازم است در ابتدای یادگیری راه رفتن دست کودک خود که همان دانشجو است را گرفته و پس از طی مسیر و اشتباه و خطاهای اولیه کم کم آن را برای راه رفتن بدون حضور پدر آماده کند!

حال سوال اینجاست که اساتید راهنمای پژوهشی ما چقدر نقش پدری خود را به خوبی ایفا میکنند؟ چقدر بر تمام جنبه های احتمالی موضوع پژوهش آگاهند؟ چقدر با ارتباطات و تعاملات خود شرایط را برای پژوهش های تجربی فراهم میکنند و چقدر در چشیدن ذایقه ی پژوهش مناسب با دانشجویان خود همراهند؟

چقدر در ان موضوع پژوهشی به روز هستند و در جریان آخرین یافته های این حوزه هستند؟ چقدر با مسایل واقعی و غیر کاذب کشور در آن حوزه پژوهشی آگاهند؟ چقدر توانایی برقراری ارتباط با مراکز صنعتی که میتوانند مشتری بالقوه پژوهش های کاربردی باشند را دارند؟ چقدر کارگروهی و تمرین و تکرار پژوهشگری تجربی را به دانشجویان خود یاد میدهند؟ چقدر تعارضات موجود در گروه تحقیقاتی خود را مدیریت میکنند  و چقدر الویت اصلی ان ها در زندگی حرفه ای آن ها پژوهش و تحقیقات است و نه امور فعالیت های اجرایی و اداری مراکز داشگاهی و دولتی کشور!

این ها سوالاتی است که هر یک از اساتید راهنمای ما باید در خلوت با خود مرور کنند و ببینید  چه نمره ای  به خود می  دهند و چقدر میتوانند نقش پدری خود را در آموزش الفبای پژوهش به دانشجویان به خوبی ایفا کنند!



پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *